تب دلار و گرانیها

ضرب‌المثل معروف ایرانی می‌گوید سالی که نکوست، از بهارش پیداست. این ضرب‌المثل البته بیشتر در موارد منفی کاربرد دارد و مواقعی گفته می‌شود که انتظارات از آینده روشن و امیدوارکننده نیست. بر همین اساس و برپایه مشاهدات از بازارهای مختلف کشور می‌توان گفت که باد سردی بر اقتصاد ایران در بهار و تابستان سال 97 وزیده و در نیمه دوم سال، حال و روز اقتصاد کشور سخت‌تر شده و رکود و تورم سنگین‌تری گریبان مردم را گرفته است.
از ابتدای سال جاری با افزایش قابل توجه قیمت ارزهای خارجی به ویژه دلار مواجه بودیم و قیمت کالاها نیز رشد چشمگیری یافت در نتیجه این افزایش قیمت کالاهای مختلف، منجر به کاهش قدرت خرید مردم شده است. شنیدن این جمله که "سفره های مردم هر روز کوچکتر می شوند" دیگر برایمان عادت شده این کاهش قدرت خرید به خصوص برای کسانی که دارای حقوق ثابت بودند، ملموس تر بوده است. اکنون به روزهای پایانی سال رسیده ایم و افزایش قیمت دلار و در نتیجه افزایش قیمت کالاها تاثیر زیادی روی سبد خرید مردم خواهد داشت.

دلار و هزینه ها
ایران اقتصادی وابسته به دلار دارد این ارز سرنوشت ساز توانسته ضربات مهلکی به اقتصاد کشور وارد کند. تا جایی که  با افزایش نرخ آن ایست کامل در فضای اقتصادی کشور را شاهدیم .  یعنی بیشتر کالاهایی که ما مصرف می کنیم وارداتی هستند و این مساله باعث تشدید مساله تورم می شود. یعنی وابستگی ایران به نفت بالاست و بالا رفتن قیمت دلار و گران شدن نفت به اقتصاد کشور لطمه میزند. اقتصاد سردرگم و پریشان ایران در این روزها نیازمند حضور مدیران اقتصادی شجاع، کاربلد و سالم است تا گوشه‌ای از مصائب کسب ‌وکار مردم را کم کرده و مرهمی بر زخم اقتصاد بگذارند.
در کشوری که از قیمت پوشک بچه گرفته تا خودرو و… وابسته به واردات مواد اولیه آن است و از شیر مرغ تا جان آدمیزاد را با قیمت ارز محاسبه می کنند بدیهی است این نوسانات ارزی همه را به هم بریزند و بصورت مستقیم روی زندگی مردم تاثیر بگذارد و قیمت‌های فروش غیرمنطقی و غیر واقعی از سمت برخی فروشندگان به التهاب بازار دامن بزند.
کم نیستند کالاها و محصولاتی که در طول یکسال اخیر با رشد و افزایش نامتعارفی همراه شده اند، از لبنیات و پروتئین و گوشت تا دیگر اقلام و محصولات مورد نیاز مردم، که هر یک به نوعی میل به صعود قیمتی داشته اند حال با توجه به اینکه تیغ گرانی در برخی اقلام  به استخوان رسیده مردم را وادار به نخریدن کرده تا جایی که کمپین نخریدن کالاهای گران شده به راه افتاده است، در یک اقتصاد سالم اگر قیمت یک کالا یا خدمت یکباره رشد کند، اعتراض به این گرانی و نخریدن آن کالا یا خدمت می‌تواند زمینه‌ساز ارزانی شود چرا که تقاضا نیمی از یک مبادله را تشکیل می‌دهد و کنار کشیدن آن عملاً به شکست آن مبادله خواهد انجامید اما اگر تمام ارکان یک اقتصاد دچار تنش شده و گرانی جزء لاینفک آن اقتصاد باشد، آیا مقابله با این گرانی جز با رفع ریشه اصلی آن امکان‌پذیر است؟
متاسفانه  به دلیل رها شدگی بازار و عدم نظارت قاطعانه بر قیمت‌ها برخی افراد سودجو در صنوف مختلف با سوءاستفاده از شرایط موجود قیمت‌ها را هر روز به بهانه‌ای بالا می‌برند؛ یک روز به بهانه گرانی نرخ ارز، روز دیگر به بهانه گرانی مواد اولیه، روز بعد به بهانه مالیات و خلاصه هر روز بهانه‌ای برای سرکشی قیمت‌هایشان می‌تراشند و در این میان فقط قشر متوسط و توده‌های کم درآمد زیان اصلی را می‌بینند.
شاید بتوان در این بازار آشفته از خرید کالاهای لوکس و تجملی و غیر ضروری پرهیز کرد ولی بدون شک برخی کالاهای ضروری قابل حذف از سبد کالا نیستند و خانواده ها مجبورند در چنین شرایطی با توجه به تفاوت قیمت ها در فروشگاههای مختلف و تنظیم نبودن بازار هزینه های خود را بهتر مدیریت کنند.
به هر جهت اگر در این آشفته بازار اقتصادی تصمیم به خرید دارید، حتما قبل از خرید برای اطلاع از قیمت کالا و فروشندگان معتبر از موتور حستجوی کالای پیشنهادها استفاده کنید.و با اطمینان و مدیریت بیشتر و بهتری خرید خود را انجام دهید.